جعفر شهرى باف
427
طهران قديم ( فارسى )
هفت خط « 15 » با پاشنهء چرمى در رنگهاى سياه و قرمز جگرى و بعد از آن كفشهاى مردانه و زنانهء فرنگىدوز كه تك تك بعضى دكاندارها با شكافتن و ديدن كفشهاى فرنگى ، دوخت آن را تعليم شاگردان داده عرضه مىكردند ، از قبيل مردانههاى رويه شبرو و سرپنجهدار بندى با زيرههاى چرم گاوميش و فرنگى « 16 » و تابستانىهاى كتانى تخت كائوچويى « 17 » و كفشهاى زنانه شبرو پاشنه كوتاه و پاشنه بلند و صندل « 18 » و پاشنه قندره « 19 » كه از چوب پاشنههايى سه چهار سانتى به آنها كوبيده رويهاى به آنها كشيده مىشد و در آخر كفشهاى گرانقيمت زنانه و مردانهء ( جير ) دار كه چند لا چرم نو را روبرو ، روى هم دوخته زير پنجگى كفش قرار مىدادند كه موقع راه رفتن جيرجير مينمود و غالبا اين نوع كفشها را زنان خودفروش و جوجهفكلىها به پا مىكردند « 20 » با اين متلك كه نثارشان مىشد : كفشى كه جيرجير ميكنه * من . . . و من . . . ميكنه طرز تهيه كفش طرز تهيه كفش چنان بود كه بر هر دسته ( سرى ) سه نفر باسامى : پيشكار ، بخيهكش و پادو ، كه لازم و ملزوم هم بودند معلوم مىشدند و عدم هر يك موجب تعطيل كار آن دو نفر ديگر مىگرديد و پشت ميز باريك طويل پستى بر روى چهارپايههاى كوتاهى نشسته مشغول مىشدند . پيشكار كسى بود كه بعنوان سر كارگر ابتداى حجره قبل از ديگران نشسته
--> ( 15 ) . بزرگ پا . ( 16 ) . زيره گاوميش فرنگى ، چرمى بسيار سخت و ضخيم . ( 17 ) . چرم گاوميش خوراك داده ( پرورده ) برنگهاى خاكسترى و طوسى كه درفش به سختى در آنها فرو مىرفت . ( 18 ) . راحتى پاشنه كوتاه بندى و تسمهاى و سگكى . ( 19 ) . كفشى بىبند و تسمه با پاشنه كلفت چوبى . ( 20 ) . براى كفشهاى جيردار نيز رنگهاى قرمز انتخاب مىشد كه بيشتر جلب توجه كند و دو قران بهاى قيمت جير به آن اضافه مىشد .